الشيخ رسول جعفريان

668

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

قبيله از صدقات بهره‌مند شوند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در سال نهم و دهم ، كسانى را براى جمع آورى صدقات به سوى قبايل گسيل كرد . « 1 » به علاوه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم افرادى را براى تعليم قرآن و احكام نزد آنان مىفرستاد و عاملانى كه بيشتر از ميان رؤساى پيشين خود قبيله بودند براى آنان معين مىكرد . بدين ترتيب ، مدينه از اين طريق ، تسلط خود را به عنوان يك دولت بر آنان اعمال مىكرد و به عنوان مدافع و حامى آنان در برابر تجاوزات ديگر قبايل ، عمل مىنمود . يكى از مشكلات اين دولت ، حسادت برخى از قبايل متنفذى بود كه اساساً تصورشان از اسلام ، پيروزى قبيله‌اى خاص بر قبايل ديگر بود ؛ درست به همان صورت كه زمانى برخى از قريشيان ، مطرح شدن اسلام را بهانه‌اى از سوى بنى هاشم براى غلبه بر ديگر خاندانهاى قريشى تلقى مىكردند . « 2 » در سال آخر ، مخالفتهايى از سوى برخى از اين قبايل صورت گرفت كه مهمترين آنها شورش اسْود عَنسى و مُسَيلمه بود . اشاره به نامه‌هاى آنها ، نشانگر مشكلاتى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ارتباط با قدرت متمركز دولت خود داشت . مسيلمه در نامهء خود خطاب به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نوشت : اما بعد ، من با تو در « امر » شريك شده‌ام ؛ نصف « ارض » از آن ماست ، اما قريش قومى نيستند كه به عدالت رفتار كنند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در پاسخ نامهء وى چنين نوشتند : « اما بعد : « ارض » از آن خداست و به هر آن كس كه بخواهد واگذار مىكند و « عاقبت » از آن پرهيزكاران است . « 3 » » از اين نامه روشن مىشود كه آنان ، غلبهء اسلام را غلبهء قريش تلقى مىكردند ، حال آن كه در واقع قريش تا آن زمان در برابر اسلام بود . آنان نمايندهء دورهء جاهلى بودند و در برابر اسلام كه نفى كنندهء نظام جاهلى بود ، قرار داشتند . مشكل اسود عَنَسى نيز در امر زكات بود . او ضمن نامه‌اى به عمال دولت مدينه كه براى جمع آورى زكات رفته بودند چنين نوشت : « آنچه از ما گرفته‌ايد آن را به ما بازگردانيد ، ما خود به آن اولى هستيم و شما نيز بدانچه از آن شماست . « 4 » » مسألهء زكات ، مشكلات فراوانى را براى قبايلى كه روحيه استقلالى داشته و آماده فرمانبرى از ديگر قبايل نبودند ، به وجود آورد . در واقع ، با آشكار شدن بيمارى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از بازگشت از حجة الوداع ، اين مخالفتها آغاز شد ؛ « 5 » و بعد از رحلت ، در شورشهايى

--> ( 1 ) . دربارهء فهرست نام آنان نك : الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 301 ( 2 ) . الدرالمنثور ، ج 4 ، ص 187 ؛ مصنف ابن ابى شيبه ، ج 14 ، صص 91 - 92 ( 3 ) . الكامل فى التاريخ ، ج 2 ، ص 300 ؛ طبقات الكبرى ، ج 2 ، صص 37 - 38 ( 4 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 229 ( 5 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، صص 184 - 185